X
تبلیغات
♥ رویای صورتی ♥

♥ رویای صورتی ♥

خاطرات من ،عکس و مطالب زیبا

پست ثابت

سلام دوست جونیام

به وب من خوش اومدین

 

خوشحال میشم به وبم سر بزنید و نظر بدید

من اخر هفته ها وبم رو اپ میکنم

و در طول هفته نظر هاتون چک میشه

پس نظر یادتون نره

اگه خواستید لینکم کنین من رو به اسم وبم بلینکید

و بگید با چه اسمی لینکتون کنم

و در اخر کپی با ذکر منبع

بای بای

[ یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1392 ] [ 1:27 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

عکس های متن دار زیبا و پند اموز

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی
 

 

 

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی

بقیه ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 15:5 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

بازگشت دوباره

سلام دوستای گلم

من بعد از ۴ ماه اومدم .من این چند وقت به علت درس و امتحان و... نتونسته بودم بیام  ولی الان اومدم با کلی پست باحال فقط به نظر های خوبتون نیاز دارم .نظر فراموش نشه

[ شنبه نوزدهم بهمن 1392 ] [ 15:1 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

خنده دار

فقط یه ایرانیه که وقتی دنبال یه روش برای کاهش وزن میگرده

میپرسه چی بخورم که لاغر شم؟

برای لاغر شدن هم میخواد بخوره!

.

.

.

به دوستم میگم کیف پولت چقدر قشنگه

میگه چرم مشهده داییم از کانادا برام آورده!

.

.

ف

.

من وقتی چهار سالم بود؛

از جلو دبیرستان دخترانه که رد میشدم دخترا برام غش میکردن!

البته الانم اگه رد میشم غش میکننآ، ولی از خنده!!

.

.

.

من و بابام رفته بودیم مهمونی، حوصله م سر رفت بهشاس ام اس دادم”بابا پاشو بریم”.

وسط حرفش بود موبایلشو برداشت همه هم منتظر بودن که حرفشو ادامه بده ،

بلند گفت :ااااااااا تویی؟ باشه باباجان الان میریم!

.

.

.

هیچکی درس نمیخونه که چیز یاد بگیره

درس میخونه که نمره بیاره !

.

.

.

وقتی پشت آیفون میپرسی :”کیه؟ “

۹۵% مردم میگن “باز کن”، ۵% باقیمونده هم میگن :”منم”...!!!!!

.

.

.

حیف نون چند متر دورتر از قبری گریه میکرد

ازش پرسیدند چرا نمیری نزدیک؟

گفت: مرحوم از فامیلای دورمون بود !

.

.

.

دیشب داشتم خواب پتروس فداکار رو میدیدم

صبح که بیدار شدم دیدم انگشتم تو دماغم گیر کرده !


.

.

.

من قبلاها به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم،

اما از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره بر علیه من شهادت بدن

بهشون گریس هم نمیزنم، آدم فروش های پس فطرت…!

.

.

.

آیا می دانید دکمه آسانسورو پشت هم تند تند بزنی‌ آسانسور زودتر نمیاد ایرانیِ عزیز!!!

.

.

.

اقا کیف پول من مثل پیازه ، بازش که میکنی گریت میگیره :|

.

.

.

صبح تو راه از یه خانمی خواستم ساعت بپرسم،

گفتم ببخشید،

گفت خواهش میکنم رفت!

.

.

.

حشره کش خالی‌ کردم تو اتاقم

من سر درد گرفتم دارم می‌میرم

پشه هه رو آینه اتاقم وایساده داره شاخکاشو مرتب می کنه!

.

.

.

تاحالا دقت کردین بعضیا وقتی میخوان یه حرف خنده دار بزنن

قبلش اعلام میکنن :آقا یچی میگم بخند

لامصبا آدم رو تو رودروایسی میزارن که بخندی

.

.

.

آقا وقتی گوشیم خاموش باشه

حتی بیل گیس هم شخصأ برای استخدام شدنم توی ماکروسافت تماس گرفته

ولی بدلیل خاموش بودن بیخیالم شده

بعععععله اینجور شخص بد شانسیم من

.

.

.

دقت کردین بعضیا نه اونقدر هستن که جزو داشته هات حسابشون کنی

نه اونقدر نیستن که جزو نداشته هات!!

واقعا این مواقع حکم شرعی چیه!

.

.

.

من غلطای املایی مو اینجوری تشخیص میدم

که انگار این کلمه که نوشتم قیافش جدیده قبلنا یه جور دیگه بود .

.

.

.

مامان بزرگم گفت به منم اینترنت یاد بده

ببینم چیه که تورو از کارو زندگی انداخته

هیچی دیگه ازساعت ۶:۳۰ شروع کردیم،الان 12 شبه!

هنوز نتونستم بهش بگم موس چیه...!!!!

.

.

.

تا حالا دقت کردین وقتی خودکارت قطع میشه

یه جا دیگه تستش میکنی مینویسه

ولی دوباره جای قبلیش میخوای بنویسی نمینویسه !!!

.

.

.

دختر همسایمون زنگ خونمون زده

رفتم درو باز کردم میگم سلام بفرمائید

میگه :سلام، خونه اید؟؟!؟

گفتم نه منو که می بینی آخرین مدل پیغام گیر هستم

بعد از صدای بوق پیام خودتان را بگذارید!!!

.

.

.

اگه از بچگی به جای سیگار بهمون میگفتن مسواک ضرر داره

الان هیچکس دندون درد نداشت همه دور هم جمع میشدیم

یواشکی مسواک میزدیم !


[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 20:19 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

همتون رو دوست دارم



[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 20:3 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

شما شما شما.......


شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما شما
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
 شما همه ی شما ها را نخواندید وحتما متوجه نشدید که یک سما در بین آن ها است . . . الان داری چک می کنی ببینی درسته یا نه
.
.
..
.
.
.
.
.
.
 الان نا امید شدی چون سما یی در متن وجود نداشت

خخخخخخخخ

[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 19:54 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

داستانی پند آموز


برنده ی واقعی

 

پسر 8 ساله ی من دونده ی خوبی بود و در اکثر مسابقات مدال می آورد. روزی برای دیدن مسابقه ی او رفتم.در مسابقه ی اول مدال طلا را کسب کرد.

مسابقه ی دوم آغاز شد.

او شروع خوبی داشت اما در پایان مسابقه حرکت خود را کند کرد و نفر چهارم شد.برای دلداری به سراغ او رفتم تا نکند به خاطر اول نشدن ناراحت باشد.

پسرم خنده ی معصومانه ای کرد و گفت:

مامان یه رازی بهت میگم ولی پیش خودمون بمونه.

کنجکاو شدم. پسرم ادامه داد:

من یک مدال بردم اما دوستم نیکولاس هیچ مدالی نبرده بود و خیلی دوست داشت یک مدال برای مادر پیرش ببرد.برای همین گذاشتم او اول بشود.

پرسیدم:پس چرا چهارم شدی؟

خندید و جواب داد:

آخه نیکولاس میدونه من دونده ی خوبی هستم.اگر دوم می شدم همه چیز را میفهمید.حالا میتوانم بگم پایم پیچ خورد و عقب افتادم.

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 19:14 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

روش های مردم ازاري (خنده)

اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرایشگرتان تعریف کنید.

صابون را کف وان حمام جا بگذارید.

کادوی عروسی دوستتون بهش تراول نیم میلیونی تقلبی هدیه بدید.

در هنگام خروج از توالت، دمپایی‌ها رو خیس کنید.

همه شیرهای آبی که در طول روز می‌بینید تا حد امکان سفت کنید (به کار بردن انبرقفلی نتایج بهتری به همراه دارد).

وقتی کسی در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشویی حمله برده و با سرعت ۱۰۰۰ بار در دقیقه دستگیره درب رو تکان دهید و پشت سر هم بگید این چرا باز نمیشه؟

پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبی برای تعریف داستانهای جن و پری است.

توی حموم عربده بکشید.

اگر کسی به حمام رفت. بلافاصله تمام شیرهای آب گرم و سرد خانه را باز کنید.

در صف پمپ بنزین، بوق ممتد بزنید.

سر پیچها و جاهایی که سبقت ممنوع است، با سرعت بیست کیلومتر در ساعت حرکت کنید.

عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین.

وقتی مامان جاروبرقی رو روشن میکنه از ترس جیغ بکش.

نصفه شب مامان رو از خواب بیدار کن تا بهش نشون بدی که میتونی خودت از تخت بیای پایین!

مرتب جلوی مهمونا از عموی پیرتون که موهاش رو رنگ مشکی زده بپرسین که چه رنگ مویی استفاده میکنه.

اگر کسی توی خیابون تف انداخت بلافاصله صورتتون رو بگیرید و بگید «اخ» (یعنی آب دهن طرف افتاد رو صورتت و میتونید دعوا راه بیاندازید).

هنگام راه رفتن سعی کنید پشت کفش مردم رو با نوک کفشتون بزنید. هر چه بیشتر کفش مردم رو از پا در بیارید، امتیاز بیشتری میگیرید.

وقتی به یک مغازه شیک شلوار فروشی رفتید، برخلاف تاکیدهای فروشنده شلوار را آنقدر پایین بگیرید تا خاکی شود، بعد از آن هم بگویید که آن را نپسندید.

درست در مسیر معلم و یا استادتون نخ نامرئی بکشید.

روی دیوار سفید خانه همسایتان با حروف بزرگ بنویسید: لطفا اینجا چیزی ننویسید.

به کسی که دندون مصنوعی داره، بلال تعارف کنید.

عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم، چی بودم و چی شدم.

در هنگام صرف شام، در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید.

در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید، سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید: دیوانه هم این رنگ را می‌پسن


این مطالب رو توی یه جایی خوندم به نظرم جالب بودن گفتن توی وبلاگم بنویسمشون و نظر شمارو هم دربارشون بدونم:

 

داری با دوستت چت می کنی بعد همه کلمه هاتو بچسبون به هم.اصلا اسپیس  نزن.

 

خیابون محکم بزنی پس کله یکی و تا برگشت بگی:وااااااااااای ببخشید فکر کردم رفیقمیخنده

 

مردم آزاری یعنی بری سر کلاس بگی با فلانی کار دارم، استاد میگه چیکارش داری ، میگی مامانش واسش لقمه گرفته، گفته بیام بهش بدم.تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

وقتی یه نفر با تریپ درست و حسابی کنار خیابون منتظره کسیه از جلوش رد شی و یه سکه بندازی جلوشتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

وقتی یه گدا میادو بهت التماس میکنه که بهش کمک کنی، جلوی چشمش یه اسکناس بنداز تو صندوق صداقات و به طرف بگو برو کمیته بگیرتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

 

اتوبوس که جلوی پات وایساد تا بری سوارش بشی پات بذار روی رکابش و بند کفشت محکم کن. بعد بگو: ممنونم… دستت درد نکنه… بروتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

قبل از اینکه استاد وارد کلاس بشه تمام ماژیک های وایت برد جمع میکردیم به جاش گچِ (تخته سیاه) بذارین!تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

 

هر وقت همکارتو میخواست بره توالت , با یه خط ناشناس بهش زنگ بزدین. تا میخواست بیاد ببینه کیه دوباره قطع کنین!تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

 

 

لباس رفیقتون بندازین توی لگن آب سرد و یه بسته نشاسته بریزین توش. نیم ساعت بعد لباس خیس بذارید جلوی آفتاب تا خشک بشه. به این میگن آهار زدن پارچه!تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net کلیک کنید

چچ

[ چهارشنبه سی ام مرداد 1392 ] [ 18:27 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

ههههه


طنز(تصاویر آخر عاقبت نجات دادن همسر

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 20:29 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

پیغامگیر تلفن مادربزرگ و پدر بزرگ ها

ما اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید:

اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را نگه داریم؛ شماره 2 را فشار دهید.

اگر می خواهید ماشین را قرض بگیرید؛ شماره 3 را فشار دهید.

اگر می خواهید لباسهایتان را تعمیر کنیم؛ شماره 4 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان امشب پیش ما بخوابد؛ شماره 5 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را از مدرسه برداریم؛ شماره 6 را فشار دهید.

اگر می خواهید برای مهمانان آخر هفته تان غذا درست کنیم؛ شماره 7 را فشار دهید.

اگر می خواهید امشب برای شام بیایید؛ شماره 8 را فشار دهید.

اگر پول می خواهید؛ شماره 9 را فشار دهید.

اما اگر می خواهید ما را برای شام دعوت کنید یا ما را به گردش ببرید،
بگویید، ما داریم گوش می کنیم ...

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 20:0 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

متن چت یک پسر بایه دختر خیلی خنده داره


پسر : سلام.خوبی؟مزاحم نیستم؟

دختر: سلام. خواهش می کنم.? asl plz

پسر : تهران/وحید/۲۶ و شما؟

دختر‌ : تهران/نازنین/۲۲

پسر : اِ اِ اِ چه اسم قشنگی!اسم مادر بزرگ منم نازنینه.

دختر: مرسی!شما مجردین؟

پسر : بله. شما چی؟ازدواج کردین؟

دختر : نه. منم مجردم. راستی تحصیلاتتون چیه؟

پسر : من فوق لیسانس مدیریت از دانشگاه MIT اَمِریکا دارم. شما چی؟

دختر : من فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.

پسر : wow چه عالی!واقعا از آشناییتون خوشحالم.

دختر : مرسی. منم همین طور. راستی شما کجای تهران هستین؟

پسر: من بچه تجریشم. شما چی؟

دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجای تجریش می شینین؟

پسر : خیابون دربند. شما چی؟

دختر : خیابون دربند؟ کجای خیابون دربند؟

پسر : خیابون دربند. خیابون…… کوچه……پلاک….شما چی؟

دختر : اسم فامیلی شما چیه؟

پسر : من؟ حسینی! چطور؟

دختر : چی؟وحید تویی؟ خجالت نمی کشی چت می کنی؟تو که گفتی امروز با زنت می خوای بری قسطای عقب مونده خونه رو بدی.!مکانیکی رو ول کردی نشستی چت می کنی؟

پسر : اِ عمه ملوک شمائین؟چرا از اول نگفتین؟راستش! راستش!دیشب می خواستم بهتون بگم امروز با فریده…. آخه می دونین………..

دختر : راستش چی؟ حالا آدرس خونه منو به آدمای توی چت میدی؟می دونم به فریده چی بگم!

پسر : عمه جان ! تو رو خدا نه! به فریده چیزی نگین!اگه بفهمه پوستمو میکّنه!عوضش منم به عمو فریبرز چیزی نمی گم!

دختر :‌ او و و و م خب! باشه چیزی بهش نمیگم. دیگه اسم فریبرزو نیاریا! راستی من باید برم عمو فریبرزت اومد. بای

پسر : باشه عمه ملوک! بای……

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 19:52 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

دستشویی مردانه (طنز)


دستشویی پارک !! (طنز) - www.taknaz.ir


من تقریباً تو دستشویی نشسته بودم که از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت؛

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی مردانه هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم
به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت
آوری دادم؛

- حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید؛

- خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم برا ی همین گفتم؛

- اُه منم مثل خودت فقط داشتم از اینجا می گذشتم..

                                                             خنده بازار
وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه، به هر ترفند بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم؛

- منم می تونم بیام طرفت؟

آره سؤال یکمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ
احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم؛

- نه الآن یکم سرم شلوغه!!!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت :

- ببین. من بعداً باهات تماس می گیرم. یه ا ح م ق ی داخل دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب ميده.

[ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ] [ 20:54 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

داستان طنز اعتصاب زن ها


سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !

 

بعد از انجام این کار دور هم جمع شدن ، زن فرانسوی گفت : به شوهرم گفتم که من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی ، نه اتو و نه . . . خلاصه از اینجور کارا دیگه بریدم .
خودت یه فکری بکن من که دیگه نیستم یعنی بریدم !
روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور .
روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست کرده بود و آورد تو رختخواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود . 

 

زن انگلیسی گفت : من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم کنار .
روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و کاملا تهیه کرده بود ، خونه رو تمیز کرد و گفت کاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت .


 

زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم !
اما روز اول چیزی ندیدم !
روز دوم هم چیزی ندیدم !
روز سوم هم چیزی ندیدم !
شکر خدا روز چهارم یه کمی تونستم با چشم چپم ببینم !

[ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ] [ 20:52 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

داستان طنز مهندس و برنامه نویس

البته زیاد طنز نیست ولی باحاله

یک برنامه نویس و یک مهندس در یک مسافت طولانی هوایی در کنار یک دیگر در هواپیما نشسته بودند.
    
برنامه نویسه میگه مایلی با هم بازی کنیم؟ مهندس که میخواست استراحت کنه محترمانه عذر خواهی میکنه و رویشو بر میگردونه تا بخوابه.
    
برنامه نوسه دوباره میگه بازی سرگرم کننده ای است من از شما یک سوال می کنم اگر نتوانستید 5دلار به من بدهید بعد شما از من سوال کنید اگر نتوانستم 5دلار به شما میدهم.
    
مهندس دوباره معذرت خواست وچشماشو بست که بخوابه.
    
برنامه نویسه پیشنهاد دیگری داد گفت اگر شما جواب سوال منو بلد نبودید 5 دلار بدهید اگر من جواب سوال شما رو بلد نبودم 200 دلار به شما میدهم .
    
این پیشنهاد خواب رو از سر مهدس پراند و رضایت داد که بازی کند.
    
برنامه نویس نخست سوال کرد .فاصله زمین تا ماه چقدر است؟؟ مهندس بدون اینکه حرفی بزند بلا فاصله 5 دلار رو به برنامه نویس داد حالا مهندس سوال کرد .
    
اون چیه وقتی از تپه بالا میره 3 پا داره وقتی پایین میاد 4 پا؟؟ برنامه نویس نگاه متعجبانه ای انداخت ولی هرچی فکر کرد به نتیجه نرسید بعد تمام اطلاعات کامپیوترشو جستجو جو کرد ولی چیز به درد بخوری پیدا نکرد بعد با مودم بیسیم به اینترنت وصل شد و همه سایت ها رو زیر رو کرد به چند تا از دوستا شم ایمیل داد با چندتا شون هم چت کرد ولی باز هیچی به دست نیاورد بعد از 3 ساعت مهندس رو بیدار کرد و 200دلار رو بهش داد مهندس مودبانه پول رو گرفت و رویش رو برگرداند تا بخوابد.
    
برنامه نویس او را تکان داد گفت خوب جواب سوالت چه بود؟؟ مهندس بدون اینکه کلمه ای بر زبان بیاورد 5 دلار به برنامه نویس داد و رویش را برگرداند و خــــــوابید!!!
    .
    .

[ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ] [ 20:51 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

طنز ماه رمضون



خدایا یک ماه روزه میگیریم تا حال فقرا رو درک کنیم

یک ماهم کلی پول بده تا حال اغنیا رو درک کنیم !!


++++++++


روایت داریم تو جهنم ۲۰ دقیقه مونده به افطار ساعتا وایمیسته !


++++++++


قدیما :هرکی روزه نبود باید می رفت یه گوشه ای یه چیزی میخورد بقیه نبیننش


الان : هر کی روزه است باید بره یه گوشه مزاحم غذا خوردن بقیه نشه!!

والا....


[ جمعه بیست و هشتم تیر 1392 ] [ 19:56 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

سرکاری باحال همراه اول / آخر خنده

 
امروز گوشي دختر داییم رو بدون اين که بفهمه برداشتم و اسمم رو به "20009022" تغيير دادم. بعد با گوشي خودم اين پيامک رو براش فرستادم:
" مشترک گرامي، به عرض ميرساند شما در قرعه کشي همراه اول ، برنده يک دستگاه خودروي mazda 3 شده ايد. ضمن عرض تبريک لطفا جهت دريافت جايزه عدد (یه عدد ده رقمی)را به همين شماره بفرستيد.
هيچکس تنها نيست. همراه اول "
 
 
بنده خدا از ظهر تا حالا بالای بیست بار اون کد(عدد ده رقمی) رو داره برام میفرسته و من هر دفعه بهش جواب میدادم:
" مشترک گرامی کد ارسالی شما صحیح نمیباشد. لطفا مجددا ارسال فرمائید"
 
 
... الان اس داده : دهن مارو سرویس کردی همراه اول!!
منم اس دادم: مشترک گرامی حالا که فحش میدهید مزدا که سهل است دسته بیل هم بهتون نمیدیم!!!!

[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ 16:33 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

عکس های صورتی

یه سلام صورتی تقدیم به کسایی که میخوان الان عکس های صورتی منو نگاه کنن نظر هم یادشون نمیره

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تموم شد نظر یادتون نره

بای

[ شنبه هشتم تیر 1392 ] [ 17:49 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

هدیه فارغ التحصیلی

سلام دوست جونیام من بازم با داستان کوتاه اومدم اینیکی اموزندست خیلی هم قشنگه



مرد جوانی، از دانشگاه فارغ التحصیل شد. ماه ها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه‏ های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد. بلأخره روز فارغ التحصیلی فرا رسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فراخواند و به او گفت:...

من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولی نا امید، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده بود، یافت. با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری، یک انجیل به من می دهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد.


سال ها گذشت و مرد جوان در کار و تجارت موفق شد. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده. یک روز به این فکر افتاد که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی بکند، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است. بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید. هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت. در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است.

 

[ شنبه هشتم تیر 1392 ] [ 13:58 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

ترول

ki man 231x300 بدون شرح

khooneh 150x150 فرق خونه خودمون با خونه ی مردم

 

naghashi 300x283 نقاشی

 

بقیه ادامهههههههههه


ادامه مطلب

[ جمعه هفتم تیر 1392 ] [ 21:11 ] [ ♥ atrisa ♥ ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید